_-_-_-BoysCenter_-_-_-

امروز فرداییست که دیروز نگرانش بودیم

ممنوع!!!

نظر بدهید نظرات ()
یعنی در این مکان دختر بلند نکنید


نوشته شده توسط Milad Po, در تاریخ چهارشنبه 3 اسفند 1390, بازدید : مرتبه

روانی

نظر بدهید نظرات ()
خانوم مشکل داری؟ روانی هستی؟چته؟



نوشته شده توسط Milad Po, در تاریخ سه شنبه 2 اسفند 1390, بازدید : مرتبه

بخدا زشته!

نظر بدهید نظرات ()
اوه اوه این دیگه از اون عکسهایی که نمیشه در موردش چیزی گفت...ببینید دیگه به ما پسرا میگن شما چیز هستین..خودتون رو ببینید بعد حرف بزنید




نوشته شده توسط Milad Po, در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390, بازدید : مرتبه

فوتبال بانوان

نظر بدهید نظرات ()
این از فوتبال شما خانومها دیگه چی بگیم به شما فوتبال بازی میکنید که چیو ثابت کنید؟
یه سوال به نظر شما کی حریفه؟



نوشته شده توسط Milad Po, در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390, بازدید : مرتبه

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر بدهید نظرات ()
خدا وکیلی نمیدونم اسم این پست رو چی بذارم خودتون یه پیشنهاد بدین





نوشته شده توسط Milad Po, در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390, بازدید : مرتبه

اس ام اس ضد ...

نظر بدهید نظرات ()

سلام به همه. اس ام اس ضد دختر بزنید به دوستتون

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند


مهمه که بتونی دختری رو پیدا کنی که باباش پولدار باشه، دختری که خوش تیپ باشه، دختری که دوستت داشته باشه............ ......... ......... . ولی مهم تر از همه اینه که این 3 تا دختر نباید همدیگر رو بشناسن


اگر طاووس برای ناز کردن و روباه برای فریب دادن وتمساح برای اشک ریختن وکلاغ برای قارقار کردن داشته باشی دیگر نیازی به زن گرفتن نداری


همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره


همه ی پسرا دوست دارند یه دختر گیرشون بیاد که مثل اسب نجیب باشه مثل سگ وفا دار باشه ومثل گوسفند سر به زیر باشه اما بیشتر پسرا به آرزوشون می رسن و دختری گیرشون میاد که مثل اسب جفتک میندازه مثل سگ پاچه می گیره ومثل گوسفند نمی فهمه


یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا : من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن


آیا می دانید میزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتیا 60 درصد بیشتر از انواع پژو می باشد؟

 

روابط عمومی شرکت سایپا!


یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی :  1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو  ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد


 دو راه برای خانم مهندس شدن هست: ـ اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی. ـ یه شوهر مهندس پیدا کنی


شباهت زن با تالیا:

1. خیلی ارزونن

2. زیاد اعتبار ندارن

3. دل خوش کنکن

4.کلاستو اساسی میارن پایین


دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود


پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید: کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضی گرفته بود


زن مثل ویروس می‌مونه، وقتی وارد زندگیت بشه، جیبت رو اسکن می‌کنه، لبخند رو دیلیت می‌کنه، مخت رو ادیت می‌کنه، برنامه‌هات رو دانلود می‌کنه، آخرش هم هنگ می‌کنی


دختره به دوستش زنگ میزنه میگه,یه پسره دنبام راه افتاده,چیکار کنم؟ دوستش میگه خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره


زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!" دوریس دی


می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . چون زن ندارن!


یه دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس کنی واسه همیشه برای تو میمونم

 

پسره میگه: ممنونم از هشداری که بهم دادی !!!


 چند  تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه:

 

با یکی ازدواج کن... 2 تا جایزه بگیر!


مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده نا تمام است وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است


مرد: زن! تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی، آخه نمی گی من از کجا پولشو بیارم؟

 

زن: عزیزم، می دونی من اصلاً آدم فضولی نیستم!


دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن : ‌گروه اول دخترائی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن! گروه دوم دخترائی هستند که اشک پسرا رو در میارن! گروه سوم دخترائی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم دخترائی هستند که کاری میکنن پسرا روزی 18 بار‌آرزوی مرگ کنن! گروه 5 دخترائی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن


مرد: اروپایی:یه زن داره یه دوست دختر(زنشو بیشتر از دوست دخترش دوست داره) امریکایی: یه زن داره یه دوست دختر(دوست دخترشو بیشتراز زنش دوست داره) ایرانی:یه زن داره سی تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بیشتر دوست داره)


میدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟

چون کمتر پیش میاد که یازده تا خانم راضی بشن همزمان یه جور

لباس بپوشن


نوشته شده توسط Pouya , در تاریخ چهارشنبه 28 دی 1390, بازدید : مرتبه

پسر ها و دختر ها چگونه جوراب می خرند

نظر بدهید نظرات ()

واقعا خجالت آوره


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ دوشنبه 19 دی 1390, بازدید : مرتبه

دلم واسه دخترا میسوزه

نظر بدهید نظرات ()

اینم یه یه تصویر زیبا برای دختر خانوما

بادقت نگاش کنین

قشنگه نه


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ دوشنبه 19 دی 1390, بازدید : مرتبه

وقتی دخترا دور هم خلوت می کنند!

نظر بدهید نظرات ()
۱- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!!.


۲- وای الهام جون نبودی امروز من با اون پسره قرار داشتم . اینقدر با هم حرف زدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم


۳- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم .


۴- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم


۵- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده


۶- مینا دختر با خودت چیکار کردی . چرا این همه چاق شدی . حالا باید بری بدن سازی اندامت رو بسوزونی تا این لباسهای تنگی که گرفتی اندازه ی تنت بشه.


۷- راستی شیلا امشب میایی خونه ی ما . امشب جشن تولد منه . حتما بیا . چون میخواهیم کلی برقصیم


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ شنبه 17 دی 1390, بازدید : مرتبه

برای شما برنامه ی ویژه ای داریم...

نظر بدهید نظرات ()

5صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..:girl_sigh:

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .:27:

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!batting eyelashes

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…:pinkglassesf:

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش):1:

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .time out

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .thumbs up

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … ):5:

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .hee hee

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!:32:

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!:flowerysmile:

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.sigh

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.:*:84:*:

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.:6qwup3:

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش. :winksmiley02:

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.:consoling1:

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی):smil4337dd8b9eb25:

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!:girl_sigh:

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.dancing

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!

 


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ شنبه 17 دی 1390, بازدید : مرتبه

فرق زن های قدیم و جدید

نظر بدهید نظرات ()

 

صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند.
ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای Farsi1 می‌باشد.

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: …


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ شنبه 17 دی 1390, بازدید : مرتبه

عروسی رفتن دخترها

نظر بدهید نظرات ()

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...

حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!

بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره ( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!



نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ شنبه 17 دی 1390, بازدید : مرتبه

خانمی که خاطرخواه شماست

نظر بدهید نظرات ()
 
Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


 

خانمی که خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ایل و تبار واتو واتو های اصیل باشه دست به این کارا می زنه سعی می کنه دیدن شما لطمه ای به بقیه کاراش نزنه تا اونجایی که ممکنه به خاطر شما به دلیل غیبت سر کلاساش یه درسش حذف بشه اگه باهاش شوخی های بد بد و خودمونی کنین همچین ضایعتون می کنه اما دو دقیقه بعد خودش یه شوخی بدتر می کنه و شما رو دچار سردرگمی می کنه و گیجتون می کنه قشنگ ترین حرفی که ممکنه به شما بزنه اینه " مگه خودت خوار و مادر نداری؟ یه چیزی رو واسه شما خریده و بدون اینکه بهتون بگه اونو نشونتون می ده و نظرتونو می پرسه اگه خوشتون بیاد مگه واسه بابام خریدم اما خوب ماله تو تو فرهنگ لغت این دختر یادگاری وجود نداره . اما شما می تونید این کلمه رو به این فرهنگ غنی اضافه کنید و در اصل این یه فرصت طلایی واسه شماست سعی می کنه با کارایی که می کنه صدای شما رو دربیاره و اگه این قدر احمق باشید که اعتراض کنید با چشمانی معصوم پر از اشک (که یه برق شیطونی توشه) و لبای آویزون با گردنی کج ازتون می خواد که اونو همین طور که هست قبول کنید سعی می کنه کمکتون کنه تا دوست دخترای جدیدی پیدا کنید که اگه تو این دام بیفتید هم اون و همه دخترای اطرافتون ، همه رو از دست دادین.(بچه ها مواظب باشین در جمع دوستان شما رو "عزیزم" خطاب می کنه و مثل یه مامان مواظب شماست که نکنه یه وقت یه چیزی بخواین اما تو خلوت خودتون به شما می گه "اوی خره هیچ وقت حتی اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از کس دیگه نمی گیره مگر اینکه کاری جدا از دوستیتون با شما داشته باشه که در اون صورت حتی اگه زیر سنگی که زیر پای یه فیل هستش قایم شده باشین میاد فیل رو فراری میده و سنگ رو بر می داره و بیرونت میاره و گوشت رو می کشه اگه یه وقت مسئله ای پیش بیاد اصلا این زحمت رو به خودش نمی ده که خودشو قاطی کنه یا واسه شما حرص بخوره یا از شما دفاع کنه اما تو خلوت خودش روزی چهار تا دیازپام می خوره اگه یه وقتی از دست شما ناراحت بشه به روتون نمیاره و جوری رفتار می کنه که انگار نه انگار.اما وای به حالتون اگه یه روزی این آتشفشان فروان کنه. (انا لله و انا علیه راجعون هر وقت بهش احتیاج داشته باشی کمکت می کنه فجیع همه جوره .چون دیگه در این مورد نمی تونه جلوی خودشو بگیره. (بابا ناسلامتی عاشقه ها یکسری جملات و کلمات جدی به شما می گوید ، مثلاً "ای کاش یکی پیدا می شد من عاشقش بشم". اگه باهوش باشین می فهمید این موقع باید چی کار کنید اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ می زنه که با شما صحبت کنه و واسه این کارش هزار تا بهونه و دلیل محکم پیدا می کنه توی صورتت خیره می شه اما یهو میگه چرا ابروهاتو ور می داری؟ خیلی ضایع تابلوه! یا چرا موهات رو این قدر کوتاه کردی؟ وقتی با هم با دوستانتون هستید ، شاد و شنگول هستش ، می خنده و سعی می کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه. اما اگه تو یه مکان خلوت باشید اگه از دیوار صدا در اومد از اونم صدا می شنوید اگرامکانش باشه تا سر کلاس یا دم در خونه تو را تعقیب می کنه بدون اینکه متوجه بشین اگه با هم هستین، احساس راحتی میکنی و دلت می خواد بپری یه ماچ گنده و آبدار از لپاش بگیری. (اوووی چایی نخورده زود پسرخاله می شی ها خیلی راحت دست تو رو میگیره و راحتم ول می کنه اما سعی نکن دست اون به زور تو دستات نگه داری که فکر می کنه داره زندونیه تو می شه و تو حکم یه زندون بان رو واسش پیدا می کنی برات نامه میده یا ایمیل می فرسته و از کارای ضایع که انجام داده یه داستان طنز برات می نویسه تا تورو بخندونه. تمام این کارا رو به این دلیل انجام می ده که خودشو بهتر به تو بشناسونه اگر ازش بخوای که یک جایی بروید که او معمولاً نمی ره ، یا ارش بخوای کاری انجام بده که معمولاً انجام نمی ده سرتون حسابی منت می زاره اما تو دلش با دمش گردو می شکنه. ( تو جون بخواه کیه که بده هیچ وقت و هرگز (تاکید می کنم) از کسی راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمی پرسه هیچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ریسمون نبافین که ازش بپرسین شما رو دوست داره یا نه؟ یا دوستاتونو بفرستین جلو.هرگز. بهتر این کارو تو یه جای خلوت و بدون هیچ مقدمه ای ازش بپرسین البته ممکنه سک سکش بگیره.اما اگه همچین چیزی باشه فوراً و با پرویی تمام می گه که عاشق شما شده خیلی خفن. البته این کارم بهتره بعد از چند ماه یا حتی یک سال بعد از آشنایتون انجام بدین.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارین و در آخر ، یک مرتبه حس می کنی که تازگی ها خیلی به شما بی محلی می کنه و سعی می کنه ازتون دوری کنه ولی شما دلت بیشتر براش تنگ می شه.در این صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتادید. مبارکه. شیرینی ما یادتون نره


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ شنبه 17 دی 1390, بازدید : مرتبه

مطلب طنز بر ضد دختر ها

نظر بدهید نظرات ()

۱) یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه

2) ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.

3) در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.

4) سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می افتین.

5) تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6) دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج می شه
.

7) پسر های فامیل بهترین و در دسترس ترین طعمه ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8) رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، دچار مشكل هستن...!

9) توی اجتماع فر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شاه دوماد می سازن واستون.

10) یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11) در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12) مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13) سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...

14) تا مامانه و باباهه می گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.

15) بالاخره اگه خدای نكرده می خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتونه


نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ شنبه 17 دی 1390, بازدید : مرتبه

داستان عاشقانه بسیار غمگین

نظر بدهید نظرات ()
 
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :
 
 
سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
 

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.
 
یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
 
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…




نوشته شده توسط Hesam Bandari, در تاریخ جمعه 16 دی 1390, بازدید : مرتبه

(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  


سلام دوست عزیز ممنون که اومدی
این وب یه وب گروهی که من و دوستام حسام و پویا راه اندازی کردیم
خوشحال میشیم با نظراتتون ما رو یاری کنید
اگه با تبادل لینک موافقی این وب رو لینک کنید ودر بخش نظرات به همون اطلاع بدید تا شما رو بلینکیم

  • بازدیدهای امروز : نفر
  • بازدیدهای دیروز : نفر
  • كل بازدیدها : نفر
  • بازدید این ماه : نفر
  • بازدید ماه قبل : نفر
  • تعداد نویسندگان : عدد
  • كل مطالب ارسال شده: عدد
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :